خواجه نصير الدين الطوسي
129
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
و وصي عيسى مولانا معدّ بود لذكره السّلام كه او را مولانا شمعون الصّفا هم خواندند ، و به اين اسم مشهورتر بوده است و وصي محمّد مصطفى مولانا على بود لذكره السّلام ، و گفتند پس از ابراهيم عليه السّلام ملك و نبوّت و دين و امامت در دو بطن برفت ، يكى ظاهر بود يعنى بطن اسحاق ، و يكى بطن محقّى يعنى بطن اسماعيل ، و آثار ملك و نبوّت در بطن اسحاق [ 102 ] برفت و انوار دين و امامت در بطن مولانا اسماعيل برفت ، و عيسى عليه السّلام آخر آن آثار بود كه در بطن اسحاق برفت ، و باوّل آن انوار كه رسيد بر فرزندان مولانا اسماعيل لذكرهم السّلام فائض گشت ، و محمد مصطفى ( عليه و على ) آله السّلام آن خلاصهء بزرگ كه آخر آن آثار اوّل بود ، آن انوار به او متّحد شد و او در سلطنت و نبوّت و عظمت و مملكت بروحانيّت قول و جسمانيّت متفرّد گشت و پيغمبران عليهم السّلام را هر يك ضدّان و دشمنان بسيار بودهاند چه در پنهان و چه در آشكارا ، و آنچه در ميان أمم عالم آشكارا و مشهور است ضدّ آدم ابليس و ضدّ نوح نسر و ضدّ ابراهيم نمرود و ضدّ موسى فرعون و ضدّ عيسى يهودا و ضدّ محمّد ابو لهب و محافظت شرائع پيغمبران بامامان تعلّق داشته است ، امّا ايشان بمصلحتهائى كه در آن ميديدهاند و بتبعيتهاى الهى كه در آن ميدانستهاند وقتى آن محافظت بذات مقدّس خود ميكردهاند وقتى بخلفاء و كسان ديگر باز ميگذاشتهاند كه اگر آن محافظت على الدّوام هم ايشان به خود كردندى روحانيّت باصل آن شرائع به همه اوقات برقرار خود بماندى و اين همه خلافها با ميان نيامدى ، امّا چون خداى تعالى اين اختلافات را سبب اتّفاقات گردانيده است چنان كه محمّد مصطفى ( عليه و على ) آله السّلام